برخی ویژگی های مدیران  در مدارس

والدین را جهت شرکت در جلسات مدرسه دعوت و ترغیب می نماید

 غالبا معلمان را برای تدریس تشویق می نماید

همیشه به موقع در مدرسه حاضر می شود

با دانش آموزان و معلمان ارتباط خوبی برقرار می نماید

از در دسترس بودن لوازم و کتب آموزشی مطمئن باشد

معلمان را در تصمیم گیری دخیل می نماید

از منابع یاددهی - یادگیری از قبیل آزمایشگاه مجهز مطمئن باشد

....

معلم اضافه يا معلم مازاد

وارد آموزش و پرورش كه مي شوي مدام اين واژه را از هر طرف مي شنوي

معلم مازاد

براستي براي حل اين معضل! چه بايد كرد؟

چرا مسئولين آموزش و پرورش اين معضل را به فرصت تبديل نمي كنند و جهت ارتقا علمي معلمين تدبيري نمي انديشند؟

اصلا اين واژه تلخ از كجا وارد فرهنگ آموزش و پرورش ما گرديده است ؟


توزيع مناسب و عادلانه معلمان

هر ساله قبل از شروع سال تحصيلي ادارات آموزش و پرورش هر منطقه ملزم به توزيع معلمان در مدارس سطح شهر، مناطق تابعه و روستاها مي باشند.

توزيع عادلانه معلمان منجر به افزايش كارايي و بهره وري معلمان، بهبود كيفيت در مدارس و در نهايت افزايش رضايت شغلي معلمان مي شود.

حال اين سوال مطرح است با توجه به اهميت اين موضوع، آيا كارمندان شاغل در پست «كارشناس هر مقطع» (ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان) دانش و توانايي لازم براي توزيع مناسب معلمان دارند؟ و يا كما في السابق از روشهاي سنتي و قديمي كه مملو از اشتباهات ناشي از دخالتهاي انساني است استفاده مي نمايند؟

شروع مهر بر همه مهرآموزان مبارك !

زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود با هزاران شوق، بي تاب  اول مهر ماه بوديم براي رفتن به مدرسه و ديدن دوستان قديم .......

حتي زماني نيز كه لباس معلمي را برتن پوشيدن باز بي تاب اول مهر و شروع سال تحصيلي جديد و تشنه تدريس و ....

اما اينك پس از طي سالهاي، اولين سالي است كه بدترين احساس را براي شروع مهر دارم و تنفر از محيط جديد كاري و .....

 

به راستي قافله آموزش و پرورش ما با اين سرعت سرسام آور راهي قعر كدام دره مي باشد؟

پ.ن: شروع مهر بر همه مهرآموزان مبارك !

به زودی باز خواهم گشت

به یاد استاد

وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید ! 

فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! 

« دکتر علی شریعتی »

ای آزادی،

 تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو

یعنی هیچ! ... 
ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام !

 و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.

 اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید.

من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زداما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...

« دکتر علی شریعتی »

تصمیم گیری و هدف گذاری

راهنمای هدفگذاری ( برنامه ریزی سیستم فعال كننده RAS )

1 – از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه وقت خود را صرف هدفگذاری كنید.

( توجه : هدفهای خود رادر دفترچه ای یادداشت كنید)

2 – در هنگام انجام این تمرین مرتباٌ از خود بپرسید: اگر مطمئن بودم كه به هر خواسته ای خواهم رسید و در هیچ زمینه ای شكست نخواهم خورد، در آن صورت چه چیزی را می خواستم و چه می كردم ؟

3 – خوش باشید و به عوالم كودكی بر گردید. در یك فروشگاه بزرگ اسباب بازی ، روی زانوی بابانوئل ( یا عمو نوروز ) نشسته اید . در آن حالت هیجان و انتظار ، هیچ خواهشی آنقدرها بزرگ نیست . بهای هیچ چیزی آنقدرها گزاف نیست. همه چیز در دسترس است...      

روز اول : هدفهای مربوط به رشد فردی

احساس رفاه و دارندگی ، پایه ای است برای رسیدن به هر نوع موفقیت دیگر در زندگی

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را در نظر بگیرید: دلتان می خواهد چه مطالبی را بیاموزید؟ چه مهارتهایی را می خواهید فرا بگیرید؟ چه خصلتهایی رامی خواهید در خود به وجود آورید؟ دوستان شما چه كسانی باید باشند ؟ خود شما چه كسی می خواهید باشید؟

2 – برای رسیدن به هر هدف مهلت معینی قائل شوید ( مثلا شش ماه، یك سال ، پنج سال، ده سال، یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید تا یك سال دیگر به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید حتما و به طور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.      

روز دوم : هدفهای شغلی واقتصادی

خواه آرزوی شما این باشد كه در رشته حرفه ای خود سر آمد و پیشتاز باشید و میلیونها بر ثروت خود بیفزایید و خواه علاقمند باشید كه به عنوان دانشجوی رشته تخصصی ، سرمایه ای از علم بیندوزید، اكنون فرصت دارید كه نسبت به هدفهای خود اطمینان یابید.

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را درنظر بگیرید. چه مبلغ پول می خواهید بیندوزید؟ از شغل خود ویا شركتی كه در آن كار می كنید چه انتظاراتی دارید؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصمیمهایی در زمینه مالی باید بگیرید؟

2 – برای رسیدن به هریك از هدفهای خود مهلتی قائل شوید( مثلا شش ماه، یك سال، پنج سال، ده سال،یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید حتماٌ ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.      

روز سوم : هدفهای تفریحی و ماجراجویانه

اگر از نظر مالی هیچ محدودیتی نداشتید، دلتان می خواست چه كنید و یا چه چیزهایی را داشته باشید؟ اگر هم اكنون یك غول جادویی در مقابل شما حاضرمی شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزویی می كردید؟

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید. دلتان می خواهد چه چیزهایی را بسازید یا بخرید؟  دلتان می خواهد در چه اتفاقاتی حضور داشته باشید؟ به چه ماجراهایی علاقمند هستید؟

2 – برای رسیدن به هر یك از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید( مثلا شش ماه، یك سال، پنج سال، ده سال،یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید بطور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید

روز چهارم : هدفهای معنوی و اجتماعی

اكنون فرصت دارید كه اثری از خود باقی بگذارید. میراثی به وجود آورید كه تغییری واقعی در زندگی دیگران پدید آورد.

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید.چه خدمتی از شما ساخته است ؟ در چه اموری و به چه كسانی می توانید كمك كنید ؟ چه چیزهایی را می توانید ایجاد كنید؟

2 – برای رسیدن به هر یك از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید( مثلا شش ماه، یك سال، پنج سال، ده سال،یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید بطور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.    

هرگز هیچ هدفی را رها مكنید، مگر اینكه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید. هم اكنون لحظه ای فكر كنید و اولین قدمی را كه باید در جهت رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید. برای اینكه پیشرفت كنید ، چه قدمی را باید امروز بردارید؟حتی یك قدم كوچك ( مثلا زدن یك تلفن ، یك قول، و یا یك برنامه ریزی مقدماتی )شما را به هدف نزدیكتر می كند . آنگاه كارهای ساده ای را كه باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید، به صورت برنامه ریزی به روی كاغذ بیاورید. این برنامه ده روزه، یك رشته عادتها رادر ما ایجاد می كند و نیروی محركه توقف ناپذیری را به وجود می آورد كه موفقیت دراز مدت شما را تضمین می كند. از هم اكنون شروع كنید! 

رمز رسیدن به هدفها، شرطی كردن ذهن است . دست كم روزی دوبار ، هدفهایی را كه نوشته اید بررسی كنید. آنها را در جایی قرار دهید كه هر روزچشمتان به آنها بیفتد : مثلاٌ در دفتریادداشتهای روزانه ، روی میز كار ، در كیف پول یا روی آینه دستشویی كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید . به خاطر داشته باشید كه اگر دائماٌ راجع به چیزی فكركنید و افكار خود راروی آن متمركز سازید ، به سوی آن حركت  می كنید . این، راهی ساده و بسیار پر اهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال كننده شبكه ذهنی   (RAS ) است.      

اگر تلاشتان برای رسیدن به هدف ، عبث به نظر رسید، آیا باید هدف خود را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقاٌ منفی است!

پشتكار، ارزشمندترین عامل شكل دهنده كیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است.به هر حال هیچكس تاكنون صرفاٌ به علت داشتن علاقه به هدفی نرسیده است . انسان باید خود رامتعهد و پابند كند . آیا ممكن است كه در اثر یك شكست موقتی، بینش و توانائیهای پیدا كنیم كه در آینده حتی به موفقیتهای بزرگتری دست یابیم؟ مسلم است !

كلید خوشبختی

▪ فقط به چیزهایی كه می خواهید فكر كنید و تنها درباره همان ها حرف بزنید


▪ تنها رؤیاهای بزرگ می توانند روح انسان ها را به حركت درآورند


▪ از كسانی كه افكار منفی دارند، دوری كنید، چرا كه روحیه تان را ضعیف می كنند

پیغام مدیریتی

در روزگار قديم، حاكمى سنگ بزرگى را در وسط جاده ى اصلى قرار داد. سپس در گوشه اى پنهان شد تا ببيند چه كسى آن را از جلوى مسير بر مى دارد. بازرگانان ثروتمند با كالسكه هاى خود به كنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به كار خود ادامه دادند. بسيارى از آنها به حاكم بدوبيراه گفتند كه چرا دستور نداده است جاده را باز كنند. اما هيچ يك از آنان كارى به سنگ نداشتند. تا اين كه يك مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديك سنگ رسيد. بارش را بر زمين گذاشت، شانه اش را زير سنگ قرار داد و سعى كرد سنگ را به كنار جاده هل دهد. بعد از زور زدن ها و عرق ريختن هاى زياد، بالاخره موفق شد.

هنگامى كه به سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد، متوجه شد كيسه اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. كيسه  را باز كرد. پر از سكه هاى طلا بود و يادداشتى از جانب حاكم، اين سكه ها مال كسى است كه سنگ را از جاده كنار بزند.

 

پیغام مدیریتی این مطلب چیست؟

 

مراقب افكارت باش كه گفتارت ميشود

 مراقب گفتارت باش كه  رفتارت ميشود

 مراقب رفتارت باش كه عادتت ميشود

مراقب عادتت باش كه شخصيتت ميشود

 و

مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت ميشود

...

يا مقلب القلوب و الابصار

  بهار را باور کن
باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد
و بهار،روی هر شاخه ،کنار هر برگ ،شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکباره آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده است
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را درچشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

  سیر با یاد تندی کلامت

سال نو بر شما مبارک

 

این هم عیدی من به شما

بازنگری فرهنگ مطالعه

 

تصویری از کودکان چینی در فروشگاههای کتاب

 

 

 

 تصویر از ما و نتیجه گیری از شما!

 

مدیریت صحیح در برگزاری نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران

سلام به همه دوستان

همگی با مرور وبلاگ من به کم و کیف موضوع پر جنجال برگزاری نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران آگاهی دارید. پس از یکسال پیگیری مداوم مدیران اجرایی بالاخره چند ماهی است که همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران قدم در راه برگزاری گذاشته است قریب به 10 روز است که پوستر فراخوان مقاله این همایش به تمامی مراکز آموزشی و پژوهشی سراسر ایران ارسال شده است. اما این بار حادثه ای دیگر، بر تن این درخت کهنه یادگاری ای بجا می گذارد.

انجمن اپتیک وفوتونیک ایران که به شدت با برگزاری همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران مخالفت می کرد و در واقع درصدد تحریم این همایش در آمد، اکنون با سیل عظیم استقبال از برگزاری همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران از سوی پژوهشگران، دانشگاهیان، سازمانهای دولتی و خصوصی و شرکت های مرتبط مواجه شده است  بطوریکه برگزاری کنفرانس سالانه اپتیک و فوتونیک در هاله ای از ابهام قرار دارد...

و این یعنی مدیریت قوی و برنامه ریزی شده کمیته اجرایی نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران.

 

به نقل از پایگاه رسمی همایش های ایران www.hamayesh.org :

 

به گزارش پایگاه خبری همایش های ایران و بنابر اطلاعات بدست آمده، با توجه به مشکلات بوجود آمده برای انجمن اپتیک و فوتونیک ایران، و همچنین چالش پیش روی این انجمن، در مواجه با نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران برگزاری پانزدهمین کنفرانس اپتیک و فوتونیک ایران در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.

بر همین اساس، و در ارتباط با دانشگاه های کشور هنوز پوستر و بروشور این همایش که کمتر از 3 ماه به برگزاری آن باقی مانده است به دانشگاه های کشور ارسال نشده است و این در حالی است که در سال های گذشته پوستر اول این همایش حداقل تا 4 ماه قبل از برگزاری همایش به دانشگاه های سراسر کشور ارسال می شده است.

یکی از اعضای انجمن اپتیک و فوتونیک ایران که نخواست نامی از وی برده شود،در مصاحبه ای تلفنی و البته کوتاه با پایگاه خبری همایش های ایران گفت: بر خلاف سال های گذشته هنوز مقالات چندانی به دبیرخانه همایش ارسال نشده است.وی در ادامه اشاره کرد: احتمالا بسیاری از مقالاتی که جنبه کاربردی داشته و به حیطه مهندسی اپتیک و فوتونیک مرتبط می باشند به دبیرخانه نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایرانhttp://www.ncole2009.com   ارسال شده اند که این البته آسیب بزرگی به  سطح علمی پانزدهمین کنفرانس اپتیک و فوتونیک ایران وارد خواهد کرد.

البته هنوز سایت رسمی هیچ کدام از دو همایش مهندسی اپتیک و لیزر ایران و همایش اپتیک و فوتونیک ایران خبری در ارتباط با کم و کیف پذیرش مقالات خود منتشر نکرده اند  و البته تلاش تحریریه پایگاه خبری همایش های ایران برای ارتباط با دفتر انجمن اپتیک و وفوتونیک ایران نیز تا این لحظه ناکام مانده است.

 

از ماست که برماست...

نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران

 

 

نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ خورشیدی در دانشگاه صنعتی مالک اشتر (پردیس اصفهان) برگزار می گردد.

 

بر طبق گزارشات رسیده از اصفهان، مجتمع علوم کاربردی دانشگاه صنعتی مالک اشتر (پردیس اصفهان) روزهای ۳۰ و ۳۱ اردیبهشت ماه سال آینده میزبان محققین اپتیک و لیزر ایران خواهد بود.

به نقل از مدیریت اجرایی همایش، اطلاع رسانی همایش از روز چهارشنبه ۱۷ مهرماه سال جاری شروع خواهد شد. ایشان همچنین در این زمینه تصریح کردند: نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران پس از یک سال پیگیری مداوم از سوی کمیته اجرایی در روزهای ۳۰ و ۳۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ برگزار خواهد شد و آخرین مهلت برای ارسال مقالات ۲۰ بهمن ماه سال جاری خواهد بود.

همچنین مدیریت اجرایی با اشاره به برگزاری ۳ همایش ملی و بین المللی دیگر در دانشگاه صنعتی مالک اشتر در سال جاری، در پاسخ به رفع مشکلات قبلی همایش در برگزاری و همکاری انجمن اپتیک و فوتونیک ایران اعلام کردند: همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران در راه برگزاری دچار مشکل خاصی نبوده و اکنون دانشگاه صنعتی مالک اشتر از هر لحاظ آمادگی برگزاری این همایش را دارد و دست یاری تمامی انجمن های مربوط را به گرمی خواهد فشرد.

از سویی دبیرخانه همایش نیز با انتشار شماره  تلفن ۵۹۱۲۴۳۶-۰۳۱۲ و تلفکس ۵۲۳۰۲۰۸-۰۳۱۲ ، وب سایت: http://www.mut-es.ac.ir و ایمیل: ncole@mut-es.ac.ir آمادگی خود را برای پاسخگویی به تمامی علاقه مندان اعلام کرده است.

محورهای این همایش عبارتند از: طراحی و ساخت سامانه های اپتیکی، اپتو الکترونیکی و لیزری- طراحی و ساخت منابع تغذیه لیزر - اسپکتروسکوپی لیزری - ساخت ادوات فوتونیکی - کاربردهای نوری نانو ساختارها- کاربردهای صنعتی، نظامی، پزشکی و  زیست محیطی لیزر.

قابل ذکر است که دانشگاه صنعتی مالک اشتر به عنوان قطب علمی اپتیک و لیزر ایران به حساب می آید و سالانه پژوهشها و تحقیقات زیادی در این زمینه در این دانشگاه صورت می گیرد.

 

فطریه ی عاشقی

هلال نقره ای ماه، آسمان رمضان را روشنایی بخشیده است و منِ خاکی در این ثانیه های آخر به یک ماه مهمانی می اندیشم، به یک ماه خاطره ی آسمانی، به یک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ی(1) دستانم، به یک ماه طعم دعای سحر و به یک ماه تشنگی!.

خدایِ آسمانیِ دل خاکی ام، تو را قسم می دهم به این لبان تشنه، ما را با نگاه مهدی ات سیراب گردان و این شب عید، آخرین شب عید بی مهدی باشد.

خدایا آسمان نیازم سرشار از توست، منِ روزه دارِ عاشقی  را بیش از این تشنگی مده! و قدم های مهدیت را هدیه ی روز عید نصیب ما گردان.

«اللهُم اجعَل صیامی»(2) در این شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلی مَا تَرضاهُ...» امشب منِ سراپا خاکی، همانند شبهای قدر به نیایش تو نشسته ام و تاریکی شب را در زیر نور مهتاب با ذکر شمار عاشقی ام انتظار می کشم... انتظار! انتظار رسیدن روزی که فطریه ی عاشقی ام را بپردازم، قلب کوچکم را می گویم ... ای مهدی قلبم برای تو، منتظرمان نگذار!

امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدی را تمنا می کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابی سازد.

من در سیل سرشکم غسل عید به جا آورده ام، غسل شادمانی، غسل شوق...

صدا می آید... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر(3)، و ستایش مخصوص توست ای تنها بهانه ی نیایش.

آسمان که هر صبحدم تسبیح تو می گوید اینک در این صبح بارانی از شوق و شور در این عید عرفانی در مقابل روزه داران کم آورده است، این همه عاشق زیر سقف آسمان دست به سوی پروردگار به نیت پنج مهمان کساء پیامبر «اللهُم اهلَ الکِبریاءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت»(4) را، با تو نجوا می کنند، ای تو اهلِ عفو و رحمت و ای اهل تقوا و مغفرت...

دانه دانه ی اشک آسمان با سرشک شوق آدمیان درآمیخته و همه فریاد می زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم» که قرارش دادی «للمسلمینَ عیدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدی موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان یا الله!

«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه می برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!

چه نشاط انگیز است همگام با نسیم صبحِ بارانی پس از یک ماه روزه داری و نماز عاشقی، یک صدا با دیگر عاشقان، هم نوا با آن یار سفر کرده! ندای «اللهُم رَبَّ النورِِ العظیم»(5) سر دهی و در آخر با ضربه های قلبت «العجل، العجل، العجل» را عیدانه از خداوند درخواست کنی.

پس از یک ماه روزه داری و لب تشنگی اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن!

روزه ات قبول


1- سوره آل عمران، آیه

2- مفاتیح الجنان، اعمال آخر ماه رمضان

3- مفاتیح الجنان، اعمال عید فطر

4- ذکر قنوت نماز عید فطر

5- دعای عهد

تمرین، کلید تسلط بر هر مهارتی است

یکی از راه‌های رسیدن به یک زندگی عالی موفقیت شغلی و رضایت کامل از خود این است که عادت شروع کردن کارهای مهم و تمام کردن آنها را در خود ایجاد کنید. وقتی به این مرحله برسید این عادت چنان نیرومند می‌شود که به پایان رساندن کارهای مهم را آسان‌تر از رها کردن آنها خواهید یافت. شاید این لطیفه را شنیده باشید که مردی در یکی از خیابان‌های نیویورک از موسیقیدانی می‌پرسد که چطور می‌توانید به تالار کارنگی برسد و موسیقی‌دان جواب می‌دهد: با تمرین آقا با تمرین تمرین کلید تسلط بر هر مهارتی است. خوشبختانه ذهن شما مثل یک ماهیچه عمل می‌کند. هر چقدر بیشتر آن را به کار بگیرید قوی‌تر می‌شود و قابلیت بیشتری پیدا می‌کند. با تمرین می‌توانید هر رفتار یا مهارتی را که دوست دارید یا ضروری می‌دانید در خودتان بپرورانید.

پاسكاريهاي عالي مسئولان و مرگ هزاران ماهي در رودخانه خرم آباد (به نقل از سايت خرم آباد)


فاجعه ای زیست محیطی در رودخانه ی خرم آباد رخ داد.

شهرداری خرم آباد در اقدامی بی مطالعه اقدام به دست کاری بستر رودخانه ی تقریبا خشک شده ی خرم آباد در چندین نقطه ی مسیر آن نموده است. که این اقدام هر بار باعث قتل عام هزاران ماهی در این رودخانه می شود.

متاسفانه فجیع ترین و متاثر کننده ترین این اقدامات در دو روز گذشته به وقوع پیوست، بدین نحو که در سال جاری به علت خشکسالی پیش امده آب رودخانه به پایین ترین حد خود طی ۶٠ سال گذشته رسیده و به همین دلیل ماه های فراوانی به ناچار در اندک مسیرهای کوچک بر جامانده از آب تجمع می کردند.



این ماهیها که به گمانم دیگر در برابر انواع پسماندهای انسانی و شیمیایی موجود در این رودخانه مقاوم شده اند، اینبار یا در زیر چرخهای بلدوزر و لودر ها له شدند و یا به تعداد زیاد در چالابهای بوجود امده محبوس و در نهایت خفه شدند و مردند.

دردناکترین بخش داستان اینجاست که ، وقتی این واقعه رخداد، تعدادی از دوستان به چاره جویی پرداختن، و نتیجه این شد که با سازمانهای ذیربط تماس حاصل شود، اما پس از انکه حدود ١ ساعت و ۴۵ دقیقه بین افراد مختلف از سازمانهای محیط زیست، شهرداری، آتش نشانی پاس گاری می شوند- به این فکر می افتند که برای انعکاس خبرش با صدا وسیمای لرستان تماس بگیرند، تا عبرتی باشد و جلوی تکرار مجدد چنین امری را بگیرد. اما این شبکه هم از این مختصر دریغ می ورزد. البته بر این رسانه ی استانی خرده ای وارد نیست، چه این شبکه بسیار مشغله دارد و می بایست رخدادهای فلسطین و لبنان و عراق و .... را پیگری کند!!!!

خلاصه، حدود ساعت ١٣ تا ١۵ یک عدد بلدوزر و یک فروند لودر وارد عمل می شوند،تا در آن ساعت خلوت و بدون اینکه مزاحمتی برای چشمان مردم ایجادکنند- در آرامش کامل پس از یک دقیقه سکوت- اجساد چندین هزار ماهی درگذشته را که بسیار کم تحمل بودند و تا امدن گروه نجات صبر نکردند و بی اجازه مردند، را به همراه دیگر ماهی های زنده زیر چندین کیلو خاک دفن می کنند . تا هم به رسم شعر دو کاج درس عبرتی بشودبرای ماهی های دیگر ( تنبیه برای همه و تشویق برای یک نفر) و هم بوی گند، گنده کاری های پاسورهای نمونه یمان گند زدایی شود.


اينم لينك خبرش: http://khormoa.persianblog.ir

اينم به خاطر بي مديريتي يك عده بي مدير

اخيراً به خاطر بي مديريتي يه عده بي مدير و يا شايد هم نا مدير يك همايش ملي به راحتي و بدون در نظر گرفتن تمامي برنامه ريزي هاي انجام شده به تعويق افتاد. جالبه كه بدونين تمامي كارهاي فاز اول اين همايش توسط مديريت اجرايي و دبيرخانه به اتمام رسيده. اينم خبرش....!!!





به تاخیر افتادن نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران


نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران که قرار بود در آبان ماه امسال در دانشگاه صنعتی مالک اشتر (پردیس اصفهان) برگزار گردد به دلایلی به تعویق افتاد. بر اساس گزارشات مدیریت اجرایی نخستین همایش ملی مهندسی اپتیک و لیزر ایران از اصفهان این همایش برای هماهنگی با انجمن اپتیک و فوتونیک ایران و عدم همکاری این انجمن با برگزاری این همایش برای مدتی به تعویق افتاد. همچنین ایشان تصریح کردند: "مدیریت اجرایی و کمیته اجرایی همایش از ابتدای سال جاری آمادگی خود را برای برگزاری همایش در آبان ماه امسال به دانشگاه صنعتی مالک اشتر اعلام کرده است اما با توجه به حساسیت موضوع و همچنین اصرار مسئولین همایش برای ارتباط با انجمن اپتیک و فوتونیک ایران باعث شد که این همایش برای مدتی به تعویق بیافتد."
مدیریت اجرایی در رابطه با آمادگی دبیرخانه بیان کردند که دبیر خانه همایش نیز با انجام تمامی کارهای فاز اول هم از ابتدای سال جاری آمادگی خود را به شورای سیاستگذاری اعلام کرده است.
طبق گزارشات رسیده همچنان بر تاریخ برگزاری همایش و نحوه برگزاری آن میان دانشگاه صنعتی مالک اشتر و انجمن اپتیک و فوتونیک ایران اختلاف نظرات جدی وجود دارد که حتی شاید منجر به منحل شدن همایش نیز شود!

13  تجربه از یک کارمند دولت :


یکی از دوستان ما روی دست آقای «برایان تریسی» رو زده و 13 تجربه ناب برای موفق شدن در سازمانهای دولتی در ایران رو کشف کرده.

در صورتی که کارمند دولت هستید حتما از این تجربیات استفاده کنید:

 

1- در یک سیستم دولتی؛ سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

2- در یک سیستم دولتی؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.

3- در یک سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد!

4- در یک سیستم دولتی؛ می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافی است «زبان» خود را تقویت کنید!

5- در یک سیستم دولتی؛ ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.

6- در یک سیستم دولتی؛ با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید!

7- در یک سیستم دولتی؛ اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.

8- در یک سیستم دولتی؛ با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛ بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست. مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!

9- در یک سیستم دولتی؛ اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

10- در یک سیستم دولتی؛ همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»

11- در یک سیستم دولتی؛ تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.

12- در یک سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند «کسب روزی حلال» است.

13- در یک سیستم دولتی؛ آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛ مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!

برگرفته از  وبلاگ محمد بیگی

help

 
I need some information about TQM
 

 Total Quality Management
 
Can you help me?
 

 

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

 

 

 

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...
 

ثمانه عظيمي دانش آموز حادثه ديده

ثمانه عظيمي دانش آموز حادثه ديده بر اثر آتش سوزي مدرسه روستايي از توابع شيراز

رضا حقيقي دانش آموز حادثه ديده

 

دستان نرگس حيدري دانش آموز حادثه ديده

نظافت دستان نرگس حيدري دانش آموز حادثه ديده بر اثر آتش سوزي بخاري نفت سوز توسط مادر

نرگس برای عکاس نمی‌خندد

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت

 لینک های مرتبط

1
2

3
4

هر دم از این باغ بری می رسد

شنیده شده که یکی از وزرای عزیز از  مراجع اینگونه پرسیده اند:

آیا حقوق معلمین در تابستان حلال است و یا مشکل شرعی دارد



تازه تر از تازه تری می رسد......

God


when one door of happiness closes, another opens

but

often we look so long to the closed door that

 we don't see the one which has opened for us




who knows where the roads go, only time

کی میدونه که این جاده کجا می ره؟
 فقط گذشت زمان



 

نوروز بر تمامی فرزندان ايران ، سرزمين آفتاب ، مبارک باد

 

بهار،

الهام بخش بیداری ،

شکوفایی ،

تحول و زیبایی،

این همه شما را ارزانی ...

نوروز مبارک

 

کنفرانس بین المللی مدیریت     International Management Conference

 

دبیر کنفرانس

دكتر علينقی مشايخی
استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شريف

تاریخ برگزاری كنفرانس ششم

30 آذر لغايت 2دی ماه 1387
تهران-ايران

زمانبندی ارائه "مقالات" و "تجارب مديريتي"

مهلت ارسال: از تاريخ 17 فروردین 1387 لغایت 15 تیر ماه 1387
اعلام نتایج داوری:30 مهر‌ماه 1387

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و محورهای همایش اینجا کلیک کنید

وقتی باد می وزد.....

امروز داشتم مطالب قبلی وبلاگم رو بررسی میکردم چشمم به این پست افتاد حیفم اومد دوباره نذارمش


وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانیهایش چنین گفت:

                                            «وقتی باد می وزد،

                                  عده ای به فکر ساخت دیوارند،

                            و عده ای دیگر آسیاب بادی می سازند.»

 

زیبایی و عمق جمله وزیر متفکر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی مرا بر آن داشت که نگاهی کوتاه به محتوای آن بیندازم. آنانی که آسیاب بادی می سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصتها تبدیل می کنند. وزش باد، آن هم باد سنگین و تند، می تواند موجب خسارت های زیادی شود. در حالی که ایجاد آسیاب بادی در مسیر بادهای تند، زحمت را به رحمت تبدیل کند.

مدیران سازمانها، از جمله مدیران مدارس، دائماً در مسیر بادهای تند، یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند. هر کدام از آن تهدیدها می تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه شود.

 

شما در مقابل این بادها چه می کنید؟

 

هر کسی بدورود آخر کار هر آنچه که کشت

برگرفته  از سایت خرم آباد 

 

عزیزان همشهری ، هم استانی و همتبارم که از با خیل پیامهای ارسالی تان – به مسنجر و ایمیل این کمینه - ، اظهار شگفت زدگی از خواند بخش نخست این نوشته کرده اید ! و از وضع روحی من پرس و جو نموده اید ، مطمئن باشید که در صحت کامل عقل هستم . و باز مثل همیشه که گفته ام ، می گویم تا زنده ام به این شهر/ منطقه / استان/ قوم عشق می ورزم ، - و البته این هنری نیست که آدمی به این شهر/ منطقه / استان/ قوم خود که گوشت و پوست و خون و هویتش را از آن دارد عشق بورزد – اما آیا تنها عشق ورزیدن کافی است ؟؟؟ آیا من احد رستگار فرد تنها با عشق ورزیدن بی عمل می توانم دین خود را به این شهر/ منطقه / استان/ قوم اداء کنم ؟؟؟

مقصود از آن مقدمه چینی این بود که بگویم ، هر چند هم که استعداد داشته باشی اما باید خودت برای خودت دستی بالا بزنی و قدمی پیش بگذاری . اینجا حکایت آن سخن " تا نکاری برنداری " است . سخن از " مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد " است .

واقعا ، آیا هر کدام از ما چند بار از خود پرسیده ایم که ، برای این شهر/ منطقه / استان/ قوم چه قدم خیری برداشته ام ؟ چقدر حاضر شده ایم برای این شهر/ منطقه / استان/ قوم هزینه کنیم ؟ چند بار حاضر شده ایم مثلاً به کسی که در سطح معابر این شهر/ منطقه / استان زباله می ریزد تذکر دهیم ، بی آنکه از چیزی –  مانند شنیدن سخنی نامربوط و یا حتی در بدترین حالتش درگیری فیزیکی - بهراسیم ؟؟؟ چند بار حاضر شده ایم در صورت نیافتن سطل زباله ، آن زباله را تا محل سطل زباله بعدی – و یا حتی خانه و محل کار – حمل کنیم ، به این قصد که این شهر/ منطقه / استان  پاکیزه تر بماند؟؟؟ چرا همیشه انتظار داریم که دیگران برای مت کاری بکنند و و و

آیا هیچ گاه فکر کرده ایم که می توانیم در یک پارک ، کافی شاپ ، خانه شخصی ، و یا هر جایی دیگر ، با تنی چند از دوستان هم فکرمان و بدون ایجاد ساختارها رسمی و محیطی اداری ، محفلی کوچک برای به اشتراک گذاری تجربیات ، ادبی ، تاریخی ، قوم شناسی و ... داشته باشیم ؟

آیا برای راه انداختن مثلا یک شب شعر حتما باید سالنی و تریبونی و آمپلی فایر و.... در کار آیند تا دو خط شعری قرائت شود ؟

اصلاً گیریم که نیاز به ساختمان و ساختاری اداری داریم و فلان مسئول و بهمان سازمان – چه واقعاً و چه عامداً – نمی توانند آنرا برای ما مهیا کنند ، آیا اگر ما حقیقتاً طالب باشیم ، کار نکردن دیگران باید توجیه تلاش نکردنمان باشد ؟ آیا نمی توانیم بدور از افکار جاه طلبانه و خوبزرگ بینی های بیهوده ، گرد هم آییم و هریک در حد وسعمان هزینه ای را برای ایجاد آن ساختمان و ساختار تقبل کنیم ؟

آیا در این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، 100 نفر پیدا نمی شوند که بتوانند با پرداخت ماهیانه 1000 تومان توسط هر یکشان ، برای انجام فعالیت فرهنگی ، هنری و ... مکانی 100 متری را برای چنین کاری اجاره نمایند ؟ آیا " هیجار " و " تاسو " و " خیرات " تنها برای مرگ و برشکستگی و... است ؟؟؟

آیا تاریخ دیروز و فرهنگ امروز و پیشرفت فردای ما نیاز به  " هیجار "و " تاسو " و " خیرات " ندارد ؟؟

آیا داشتن مکانی فرهنگی و برداشتن قدمی در حد توان –  هر چند هم که بی امکانات و فقیرانه و قناعت وار باشد -  بدتر از هرگز نداشتن آن است ؟

میر ملاس و موزه مطبوعات بهانه ای شد برای این چنین نوشته ای که روی سخن و منظور و مقصودش همۀ فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی و غیره این شهر/ منطقه / استان/ قوم را در بر می گیرد . اگر ما واقعاٌ طالب میر ملاس ایم باید هر آنچه در توان داریم بر طبق اخلاص بگذاریم ، حتی اگر بشود - با هزینه شخصی - آنجا را از ارگان مربوطه اجاره نماییم و باقی قضایا . و آنگاه اگر نشد ، لب به اعتراض بگشاییم .

اتفاقاً همواره گفته ام که این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، جای رشد بسیاری داشته و دارد .

اما این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، ویران شده ، چرا که من نوعی صاحب آنم .

این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، لعنتی شده ، چون دلسوزش من نوعی هستم .

من نوعی استعدادهای این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، را با کم کاریم نابود می کند .

من نوعی به دلیل راحت طلبی ام نمی خواهم این شهر/ منطقه / استان/ قوم پیشرفت کند .

چرا من نوعی آن یک نفر نباشم که برای احداث یک کتابخانه ولو هر چند کوچک هم ، در این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، اقدامی نمی کنم ؟

و و و

اینها باید جواب آنگونه سخنها باشند.

عزیزان بیایید ایمان بیاوریم که کسی بجز خودمان نمی تواند برای ما کاری انجام دهد . بیایید باور کنیم که باید مسئولیت پذیر بود ، نه عاشق و غصه خور . مسئولیت پذیری یعنی گامی برداشتن . یادمان باشد به قول آن مثل لری که می گوید :" گنه خوم بئتره ده خو مردم  " ( غوره نقد به از حلوای نسیه ) ، بهتر است در حد توانمان قدمی هر چند کوتاه و کم رنگ و کوچک و کم دوام برداریم ، اما کاری کرده باشیم ، تا اینکه دست بروی دست بگذاریم . مطمئن باشید خجلت برهنه بودن بیشتر از خجلت ژنده پوش بودن است . بگذارید کاری بکنیم و با افتخار سینه را سپر کنیم و بگوییم که ما با این بضاعت چنین کاری کردیم که خیلی ها با توان بسیار بیشتر از این – شاید نخواستند اما در نهایت - نتوانستند آنرا انجام دهند . در صورتی که ما قدمی برداریم می توانیم دیگران را برای کم کاری سرزنش کنیم .

در این باب درد دل بسیار است اما ، درد دل برای زیر گل ، تنها در پایان باز هم یادآور می شوم که ، اگر می خواهیم چیزی را ( صرف نظر از اینکه آیا خوب است یا بد ، ) داشته باشیم . بایستی علاوه بر داشتن استحقاق آن ، حاضر به پرداخت بها و تلاش برای آن نیز باشیم

 

 

 

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم

زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم

 

پذیرش دانشجوی دکتری تخصصی سال 1387

دانشگاه تهران در راستای تحقق رسالت خود مبنی بر گسترش دوره های تحصیلات تکمیلی برای سال تحصیلی 88-1387 در 167 رشته / گرایش دانشجوی دکتری می پذیرد .

شرایط داوطلبان برای شرکت درآزمون ورودی 

 

عناوین رشته های مرتبط :

مدیریت گرایش: منابع انساني                   

مديريت گرایش: رسانه

مدیریت: گرایش تحقیق در عملیات

مدیریت: گرایش تولید و عملیات

مدیریت: گرایش سیستمها

مدیریت: گرایش سیاستگذاری

و

مدیریت آموزشی

برای کسب اطلاعات بیشتر  به ، به و به مراجعه فرمایید

 

مهلت ثبت نام در آزمون دوره دكتري تخصصي سال تحصيلي 88-87 دانشگاه تهران تا پايان وقت اداري ( ساعت 3 بعد ازظهر) روز چهار شنبه 26/10/86 تمديد شد.