مدیریت کیفیت فراگیر، فلسفه ای مدیریتی است که با بکار گیری روشهای مستمرسعی در استفاده بهینه از فرصتهای موجود و منابع در دسترس برای افزایش کیفیت با محور قرار دادن رضایت مشتری دارد. منظور از مشتری تنها خریداران نیستند بلکه تمامی کارکنان بخش های داخلی را نیز در بر می گیرد در این فرهنگ هر فرد در هر واحدی کار کند دارای دو نقش است: یا به همکار خود خدمات و تولیدات را ارائه می دهد و یا دریافت کننده خدمات و تولیدات از فرد دیگری است، به عبارت دیگر هم مشتری و هم ارائه دهنده است. جیمز استونر و همکارانش معتقدند که در زمان کنونی تنش هایی د رورابط سازمانی به وجود آمده است که مدیران را موظف به اندیشیدن در خصوص دستیابی به فرایند هایی نموده که با توجه به شدید تر شدن وضع رقابت و بالا رفتن استاندردهای مورد نظر مشتریان قابل قبول واقع شود.

مهمترین اهداف TQM افزایش بهره وری، کاهش هزینه ها، توسعه بازار فروش محصولات و خدمات، کاهش زمان تحول و تضمین کیفیت در محور اصلی قرار می گیرد.

از مهمترین دلایل نیاز به  TQM نیز می توان به درک خواسته های مشتری، توان درک تغییرات تدریجی در زمینه های فنی، اجتماعی، سیاسی و سعی در انطباق با آنها، چیش بینی نیازه های آتی و پیش گرفتن از آنها و همچنین افزایش کیفیت مخصولات و خدمات اشاره کرد.

تعیین الزامات سیستم و چگونگی اجرای  آن، در سازمانهای تولیدی و خدماتی بزرگترین مشکلی است که مدیران این واحدها با آن روبرو می باشند. اجرای صحیح مدیریت کیفیت فراگیر در هر سازمان، بدون توجه به فرهنگ سازمانی و مدیریتی آن سازمان کاری است بس دشوار و در بعضی موارد غیر ممکن و به عبارتب این سیستم آمیزه ای است از دادن اختیار و اعتماد به نیروی انسانی و توسعه فرهنگ مشارکت جهت تحقق خود کنترلی در سازمان، با هدف بهبود مستمر فرایند عملیات و محصول.