نقش جهانی شدن در مدیریت و رهبری آموزشی (2)
از عمر رسمی جهانی شدن که هم اکنون دوران طفولیت خود را پشت سر گذاشته، دیر زمانی نمی گذرد، اما، قدمت رسمی آن با آغاز زندگی آدم و حوا همراه بوده است، زیرا اولین فلسفه سنگ بنای خانواده، رهایی از من و ما شدن، یعنی انسجام و یکپارچگی بود که بعدها با تفاوتهای جزیی در میان طوایف گوناگون، گروه ها و جماعات بشری را بنیان نهاد. فلسفه هایی که موجب ابداع نظریه های آگاهی اجتماعی و تکمیل آنها به مرور زمان در زمینه های پویایی گروه ها، وفاق همگانی و ساختار گرایی شده است، آموزش و پرورش را بر پایه اجتماعی شدن بنیان نهاد. همراه با سیر پیشرفت علم و فناوری و ترویج نظریه های کل گرایی، سیستمی، جهان شمولی، بین المللی، سیستم باز یا نظام آزاد جهانی جانشین سیستم های بسته ای شد که قرنها از الگوهایی چون مدیریت علمی و دیوان سالاری (بوروکراسی) پیروی کرد و کارکنان از آزادی بیان و خود شکوفایی محروم بودند و فقط در زمینه کاری آن هم با کنترل شدید سازمانی حق اظهار نظر داشتند.
امروزه جهانی شدن، یکپارچگی، تعمیم گرایی، سیستم باز، نظام آزاد جهانی، بین المللی شدن، نظم نو جهانی با واژ ه های متفاوت اما به مفهوم یکسان در فرهنگ های مکتوب و مدون درج شده و مورد بررسی و نقد و مباحثه نظریه پردازان جهای قرار می گیرند.
نظام آموزش کشور نیز مفاهیمی نظیر یادگیری مداوم، ارتباط آموزش و پرورش با نهادهای حرفه ای، ارائه به هنگام آموزش و پرورش و ایجاد برابری آموزشی صرفنظر از نژاد، جنس، فرهنگ و قومیت به طور جدی مطرح است.
ادامه دارد......